نکه ویران شده
انکه تنها شده بسیار مرا میفهمد
چه بگویم که چنان از تو فرو ریخته ام
که فقط ریزش اوار مرا میفهمد.
انکه تنها شده بسیار مرا میفهمد
چه بگویم که چنان از تو فرو ریخته ام
که فقط ریزش اوار مرا میفهمد.
همه حرفا گفتنی نیست
رفتی اما عشقت هرگزاز دیگه یاد رفتنی نیست.
که من خندیدنت را دوست دارم
به باغ خاطرم هر روز و هر شب
تو را تنهای تنها دوست دارم.
ثانیه ها، دقیقه ها،هفته و ماه تموم شدن
از تو خبر نیومد و اشکام همه حروم شدن
لبام میگن دوست دارم ، چشام به راهته هنوز
تموم لحظه هام سیاه ، فرصتی نداده شب و روز
شکسته شد تو انتظار، غرور مث کوه من
دلم حریف غم نشد، تو این نبرد تن به تن
بی تو مدفون سکوتم یه سکوت تلخ و سنگین
پرشده دفتر شعرم از ترانه های غمگین
به خدا قسم که بی تو نفسام داره میگیره
از طپش افتاده این دل کم کمک داره میمیره
بگو آخه اشک چشمام تا به کی باید بباره
تا به کی هق هق تلخم شونه هاتو کم بیاره
تا به کی به یادچشمات چشم بدوزم به ستاره
بیا که قلب خزونمن خیلی محتاج بهاره.....
اجازه هست بشم فدات؟ اجازه هست تو شعر من اثر بزاره خنده هات؟ شب كه مياديواش يواش با
چشمك ستاره هاش,اجازه هست ازآسمون ستاره كش برم برات؟ اجازه هست بياي پيشم يه كم بگم
دوست دارم ؟تو هم بگي دوسم داري؟ بريم تو باغ اطلسي بي رنج و درد و بي كسي بهت بگم اجازه
هست گل روي موهات بزارم؟ اجازه هست خيال كنم تا آخرش مال مني؟خيال كنم با رفتنت دل منو
نميشكني؟ اجازه هست بشم فدات ؟برم به قربون چشات؟